تبليغاتX
این حرفها
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...
    در روزهای اخیر موسسه گفتگوی تمدنها و یزدی تباران، روزهای پرکاری را پشت سر گذاردند. موضوع تلاش آنان بهانه ای بود تا آزاداندیشان دنیا حضورا و عملا به مقام سید بااخلاق، صبور و اندیشمند ایران زمین آقای سید محمد خاتمی ادای احترام کنند و با این کار بر شخصیت بی بدیل و محبوب بین المللی ایشان صحه بگذارند.

   در اینکه دنیا به آقای خاتمی بعنوان یک چهره روشنفکر اخلاقی و صلح طلب می نگرد شکی نیست و حضور این همه شخصیت بین المللی از اقصی نقاط جهان در برنامه ای که به نام سید محمد خاتمی برگزار می شود گواهی بر این مدعاست.

   اما در این همه هیاهوی شیرین و پرافتخار برای ایرانیان که مستقیما توسط شبکه های خبری بین المللی از جمله سی ان ان و بی بی سی و الجزیره به دنیا مخابره شد، سکوت مراکز قدرت و رسانه به ظاهر ملی در ایران معنایی دیگر داشت! این روزها تقریبا تمامی حاکمیت و رسانه های تاثیر گزار ایران در دست کسانی است که در دوران پرافتخار اصلاحات که ایران در دنیا سربلند ظاهر می شد آنها در داخل تنها هم و غم شان ایجاد مانع بر سر راه آرمانهای اصلاح طلبی مردم ایران بود. و اما اینک که قدرت را هر چند نامشروع و از راههای غیر متعارف در اختیار خود دارند گویا هنوز حاضر نیستند و شاید نمی توانند بغض و کینه خود را علیه سید محبوب ایران زمین پنهان دارند.

   بر کسی پوشیده نیست که خاتمی با این محبوبیت توام با احترام جهانی پتانسیل خوبی است برای رفع تهدیدات بین المللی علیه ایران زمین. اما عقده های نشات گرفته از کینه و دشمنی اقتدارگرایان علیه خاتمی بزرگترین مانع داخلی برای این هدف است. در طول این چند روز، رسانه به ظاهر ملی حتی یکبار نخواست از وجود این همه شور و هیجان برای تجلیل از شخصیت خاتمی گزارش دهد. مسئولین ارکان مختلف نظام نیز به راحتی از کنار این رویداد بزرگ گذشتند انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده است. حتی در معدود دیدارهای خود با میهمانان بین المللی که خاتمی میزبانی آنها را می کرد سخنی و حتی اشاره ای به آقای خاتمی نکردند؛ شخصیتی که این همه میهمان به احترام او از سراسر دنیا به ایران آمده بودند. کار بدانجا رسید که حتی یکی از مسئولین عالی رتبه نظام در دیدار میهمانان خارجی خاتمی، نه تنها از عزت و کرامت و احترام خاتمی نزد هموطنانش سخنی نگفت بلکه به بی اهمیت ساختن موضوع سمیناری که خاتمی برگزار کننده آن و میهمانان خارجی هم شرکت کننده آن بودند اقدام نمود!

   نکته آشکارتر این بی توجهی عمدی مسئولان فعلی به خاتمی در یزد نمود یافت. آنجا که استاندار یزد از حضور موثر در مراسم تجلیل از خاتمی -که با استقبال بی نظیر مردم و تشویق های مکرر خاتمی توسط مردم همراه بود- خودداری نمود و در کمال وقاحت در یک ربع پایانی مراسم به سالن برگزاری وارد شد و با چنین حضور معناداری بی اهمیت بودن چنین مراسمی در نگاه دولتمردان را اثبات نمود!

   سوال اصلی که در اینجا وجود دارد این است که مگر خاتمی چه می گفت و چه می گوید که قدرت طلبان را اینچنین برآشفته کرده است؟ آیا او غیر از نهادینه کردن "قانونگرایی، آزادی، مردمسالاری دینی، پیشرفت و اصلاح امور" چیز دیگری هم می خواهد؟ آیا اینها همان آرمانهای اصیل انقلاب و امام راحل نبود که در شعار "استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی" تجلی یافت؟ پس چرا پس از گذشت ۳۰ سال از انقلاب اسلامی، چنین شعارهایی مهجور واقع می شوند و طرفداران آن هم مورد غضب و بی مهری قرار می گیرند؟

   اما با وجود این همه بی حرمتی مسئولان به خاتمی، مردم فهیم و قدر شناس ایران، خاتمی را آنگونه که هست می شناسند و شعارهای او را خواسته اصلی خود می دانند. حضور فوج فوج آنان از اقصی نقاط کشور عزیزمان برای دیدار و دعوت خاتمی به حضور موثر در عرصه انتخابات آتی این معنی را به خوبی نشان می دهد. هر چند با وجود این همه اشتیاق ملت فهیم برای دیدار با خاتمی، همه دوستداران این مرد بزرگ مدام در این اندیشه اند که گویا مظلومیت این سید خندان تمامی ندارد!   

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 2:23  توسط داود روشنی | 
      "ادامه وزارت کردان توهین به شعور ملت و جوانان تحصیلکرده ایرانی است"

برای فردا: دکتر داود روشنی مشاور شورای مرکزی شاخه جوانان مشارکت در گفتگو با خبرنگار برای فردا گفت: از همان ابتدا که آقای کردان جهت اخذ رای اعتماد به مجلس معرفی شدند‌ بسیاری از نمایندگان مستقل می دانستند که مدرک ایشان جعلی است. با این حال ایشان با اصرار بر صحت مدرک خود از مجلس رای اعتماد گرفت. این نشان می دهد که از ابتدا شواهدی مبنی بر جعلی بودن مدرک ایشان و عمد ایشان در ارائه مدرک وجود داشته است.

   وی ادامه داد: اکنون نیز با اثبات رسمی جعلی بودن این مدرک، آقای کردان ادعا می نمایند که نمی دانسته اند که مدرکشان جعلی است. اما سوال جوانان تحصیلکرده این است که آیا ایشان نمی دانسته اند که اخذ یک مدرک دکتری تنها با  ارائه یک رساله معمولی و بدون حضور در کلاسهای درسی و تحمل مرارتهای فراوان امکان پذیر نیست؟ چگونه ممکن است شخصی بتواند بدون حضور در دانشگاه و بدون این که حتی یک بار پا به آنجا بگذارد مدرک دکتری بگیرد آن هم از یک دانشگاه معتبر بین المللی؟ 

   نویسنده کتاب توقیف شده فریاد کوی همچنین اظهار نمود مشکلات مدرک کردان تنها به مدرک دکتری باز نمی‌گردد، ‌چرا که مدرک لیسانس و فوق لیسانس ایشان نیز مورد تایید قرار نگرفته است. لذا قصد عمد ایشان در اخد مدارک جعلی بلا تردید است. بنابراین ادامه وزارت کردان توهین به شعور ملت و جوانان تحصیلکرده ایرانی است.

   روشنی همچنین گفت: چگونه می توان پذیرفت در شرایطی که خیل عظیمی از جوانان تحصیلکرده ایرانی ـکه با مرارت و تحمل سختی های فراوان موفق به تحصیل و کسب مدرک شده اندـ از داشتن یک شغل معمولی مرتبط با رشته تحصیلی‌شان محرومند، با این حال اشخاصی که ظاهرا کم هم نیستند با اخذ مدرک جعلی با لابی پشت پرده ناثواب به پست های مهم دست می یابند؟!

   عضو موسس ستاد ملی جوانان حامی خاتمی در پایان از مسئولین و نمایندگان مسئول خواست به منظور جلوگیری از ناامیدی بیشتر جوانان تحصیلکرده از حضور و ادامه مسئولیت چنین افرادی در ارکان کلیدی نظام جلوگیری کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 22:48  توسط داود روشنی | 

   از بدو پيروزي انقلاب اسلامي كه فضاي فعاليت مذهبي و تبليغ ديني مساعدتر شده و هزينه هاي چنين فعاليتهايي از بين رفت متحجرين دگم انديش نيز براي اشاعه افكارشان فعال شدند كه بنا به گفته يكي از سياسيون معتدل، برخي از آنها  در مكانهاي مذهبي خاصي همچون مهديه تهران مجتمع شده اند وبه تقابل با دين مداران معتدل كه با متشكل شدن در اماكني چون حسينيه ارشاد به تبيين انديشه هاي خود مي پردازند پرداخته اند. حال به برخي ازخصوصيات دروني و بيروني  متحجرين امروزي اشاره مي گردد تا باز شناسي آنان از دينداران عقل گرا و معتدل آسانتر باشد: 

1-اساسا در آموزه هاي تفكر منتسب به متحجرين، امر قدسي بعنوان يك اصل پذيرفته شده است يعني تسري دادن خصوصيات الهي در روابط بشري. به اين معنا كه اگر خداوند و معصومين مقدسند پس به تبع آن هرچه به پايين مي رود  نيز مي تواند مقدس شود. يعني بالا دستي هميشه مقدس است. در شيوه هاي آموزشي برخي از علمايشان مي بينيم كه اولين چيزي كه به  شاگردان خود ياد مي دهند اطاعت است و تمكين. مي گويند در آغاز راه عبوديت و تعليم اصلا سوال كردن معني ندارد و ابتدا فقط بايد اطاعت نمود و گوش داد .بنابراين مقدس سازي يكي از اصول بنيادين اعتقادي آنان است و در مقابل آن، دايره تكفير و طرد و ارتداد نيز بسيار وسيع است .اين است كه در اعمال و رفتارشان تعبد اصالت يافته، پرسش در ايمان راه نيافته و خلافت و يكه سالاري رواج مي يابد.

2-صاحبان اين تفكر هميشه انسانها را در انتهاي دو طيف قرار مي دهند: خوب و بد، دانا و نادان، مقدس و غير مقدس ، مومن و كافر و...و خود را چون هدايت يافته مي انگارند هر آنكس كه با آنان مخالف باشد را گمراه و نادان و بد مي خوانند. مسلما يكي از شرايط گفتگو اين است كه دو طرف براي هم مقام و منزلت و قدر مساوي قائل شوند و حاضر شوند دور يك ميز بنشينند و در يك سطح برابر و با احترام متقابل به حق اظهار نظر و پذيرش فهم و درك يكديگر به تعامل دو طرفه بپردازند. صاحبان تفكر متحجرانه خود را فهيمتر، داناتر، هدايت يافته تر و برتر مي دانند و چون قائل به امر قدسي نيز هستند شان خود را بالاتر از اين مي بينند كه مورد انتقاد يا پرسش قرار گرفته مجبور به پاسخگويي باشند و به خود نيز اين اجازه را نمي دهند كه از بالا دستي انتقاد كرده و يا حتي با او گفتگو نمايند. 

3-در خصوص مخالفت با حقوق زنان، آنان بر اساس آموزه هاي خود نگاه آميخته به تمايلات جنسي به زن را نگاه غالب مي پندارند و از طرفي مسائل جنسي را امري پست و حقير مي شمارند وچون اساسا نگاه بدون تمايل جنسي به زن را غير ممكن مي دانند بنابراين قائل به بايگاني زن در پستوها و حفظ آن از گزند هر نوع نگاهي مي باشند و در نتيجه از حضور زنان در اجتماع جلوگيري مي كنند.

4-با توجه به اينكه انتقاد، مباحثه، و گفتگو، بدليل مقدس سازي، در قاموس آنان نمي گنجد بنابر اين بجاي حل مسئله به پاك كردن صورت مسئله مي پردازند. يعني براي آنكه مجبور به پاسخ گوئي نباشند سعي مي كنند هر نوع صداي مخالفي را سركوب كرده و حذف نمايند و به تبع آن و بدليل ضعف و عدم تمايل به منطق و گفتگو در برخورد با مخالفين و منتقدين راه ديگري كه اتفاقا راحتترين و سريع ترين راه مي باشد يعني حذف فيزيكي كه ابزار آن خشونت است را بر مي گزينند. بنابر اين بر خلاف آموزه هاي اصيل ديني كه خشونت را آخرين راه  حل ميداند آنان خشونت را بعنوان اولين و راحتترين راه بكار ميبرند.

5-نشاط و شادماني را يك امر شيطاني و غم و گريه و غصه را تنها راه رسيدن به وصال  و الوهيت مي دانند. آنان به غصه پردازي و غم گساري بيشتر علاقه مندند تا نشاط و شادماني. خماريشان در گسترش نشاط و شادماني  در جامعه و نشئگي شان در عزا و ماتم و گريه و غصه است .

6-با توجه به اينكه خود را بالاتر، داناتر و محق تر از ديگران مي دانند بر اين اساس نه تنها براي ديگران حق مساوي و حق آزادي قائل نيستند بلكه خود را" اولي به انفس" ديگران مي دانند و بنابر اين به خود اجازه مي دهند در حوزه خصوصي افراد وارد شده و براي جلوگيري از خدشه دار شدن تقدس شان آزادي افراد را در حوزه عمومي سلب نمايند.

7- آنان دين را بيشتر بعنوان يك رسم و آداب سنتي تلقي مي كنند تا يك فريضه تحقيقي و تعليمي، و در تقابل ميان آموزه هاي ديني و آداب  سنتي هم دين را بر سنت منطبق مي كنند نه سنت را بر دين.

8- بدليل عادت نكردن به پرسش و انتقاد و از طرفي ظاهر بيني و ظاهر پرستي، پذيرش حقايق جديد و قرائت جديد و عميق و منطق جديد در دين را هم بر نمي تابند و چون به دين بعنوان يك سنت مي نگرند از تغيير و اصلاح اعتقادات غلط تثبيت شده و سنتي خود واهمه دارند. بنابراين تحجر، انجماد و محافظه كاري بر اعتقاداتشان سايه افكنده است.

9-هميشه از حوادث و مسائل كوچك نتايج بزرگ مي گيرند و بدليل ظاهر بيني و ظاهر پرستي و تند روي با مشاهده كوچكترين ايرادي در ظاهر  يا رفتار افراد و يا با شنيدن تنها يك جمله، در مورد كل شخصيت و افكار و اعتقادات آن فرد قضاوت مي كنند. بعبارت ديگر عقلشان در چشمشان است و آنچه را كه در ظاهر مشاهده مي كنند بطور كامل به باطن افراد مرتبط مي كنند. به همين دليل در اكثر مواقع قضاوت درستي از شخصيتها و نگرشها و افكار و عقايد مخالفين خود ندارند اما بر صحت قضاوت خود اصرار مي ورزند و بر اساس آن عمل مي كنند. بنابر اين يكي ديگر از دلايل وسعت دايره طرد و ارتداد و تكفير در نگاه آنان همين است.

10- چندان اعتقادي به " انظر ما قال و لا تنظر من قال" ندارند و نسبت به مخالفين خود بسيار بدبين بوده حتي حرف حق اثبات شده را هم از آنان نپذيرفته و با توجيهات مختلف آن را رد مي كنند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 22:7  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
حاج محسن رشيد
هادي حبيبي
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
16 آذر
‍زنده باد مخالف من
همراه و همراز
قاصدک
طرفداران سید محمد خاتمی
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
فریاد دانشجو
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
عارف آزاد
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر محمد رضا آقاابراهيمي
بزغاله
بهار سیدنی
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
دکتر پرتقالی
پزشک نیمه دیوانه
مکتب روزبه
زمهرير
مجمع جوانان اصلاح طلب
فرید صلواتی
آرمین سنائی
طرفداران خاتمی (ستاد 88 استان تهران)
قدی بر فراز دیوارهای شهر
جلال رحمانی
پزشک 78
تلنگر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو