![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
-احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر پس از تحمل حدود ۱۵ ماه زندان به اتهامات واهی، آزاد شده و به آغوش خانواده و دوستانشان باز گشتند. در ارديبهشت ماه سال 86 در دانشگاه اميركبير، نشريههاي مشكوكی توزيع شد كه در آن به برخي مقامات كشور و ارزشها اهانت شده بود و پيامد انتشار اين نشريه، اعتراضهاي گستردهاي بود كه از سوي دانشجويان وابسته به اقتدارگرایان انجام شد و به دنبال آن، احسان منصوري، مجيد توكلي و احمد قصابان، سه عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير و گردانندگان این نشریه ها، به اتهام ايفاي نقش در چاپ مقاله فوق الذکر، مدتي را در زندان انفرادي گذرانده و سپس به بند عمومي زندان اوين منتقل شدند و این در حالی بود که این سه نفر انتشار مقاله را تکذیب کرده و از مطالب آن ابراز انزجار کرده بودند. بعدها از سوی گردانندگان این نشریات اعلام شد که چند تن از دانشجویان وابسته به اقتدارگرایان لوگوی این نشریات را جعل نموده و مقاله را به نام این نشریات چاپ کرده و بعد خود به آن اعتراض کرده اند.
پس از گذشت پنج ماه، دادگاه بدوي این سه دانشجوی مظلوم تشکيل شد و شعبه 6 دادگاه انقلاب نيز آنها را به تحمل دو، دو و نيم و سه سال حبس محکوم کرد. در ادامه رسيدگي به پرونده قصابان، توکلي و منصوري، پرونده آنها در آذر ماه سال گذشته به شعبه 1043 دادگاه عمومي ارجاع شد و اين دادگاه اين سه نفر را از بيشتر اتهامات وارده تبرئه كرد و آن شماره از نشريات را که مقاله موهن در آن چاپ شده بود را جعلي دانست. گفتني است، بهمن ماه سال گذشته، رسيدگي نهايي به پرونده نشريات موهن دانشگاه اميرکبير در شعبه 44 دادگاه تجديدنظر آغاز و سرانجام در فروردين ماه گذشته، منجر به صدور حکم 22، 26 و 30 ماه حبس براي منصوري، قصابان و توکلي شد، اما به گفته وكيل اين سه نفر، آنان شب گذشته آزاد شدند. آزادی این سه دانشجو بدلیل مظلومیت آشکار آنان و بی گناهی آنان از دید جنبش دانشجویی، شاید مسرت بخش ترین خبری باشد که در طی ۳ سال از حاکمیت دولت نهم انتشار یافته است. آزادی شان مبارک. -در طی حاکمیت دولت نهم بانک مرکزی شاید تنها نهاد دولتی باشد که بدون توجه به جو سازی ها و سانسور حاکم بر دولتیان و قلب واقعیت و ساختن آمار دروغین از اوضاع کشور توسط دولتیان، شجاعانه واقعیتهای کشور را در عرصه اقتصاد عنوان می کند و این به خاطر وجود شخص مظاهری در راس این بانک است که حاضر نیست تحت فشار دولتیان به ذکر آمار و ارقام دروغین اقدام کند. اخیرا بانک مرکزی علت اصلی خاموشی ها را اعلام کرد. بر اساس این گزارش که در سایت تابناک انتشار یافت، رشد توليد برق كشور كه در سال 1383 (سال پاياني دولت قبل) 9 / 8 درصد بوده است، در سال 1384 به 1 / 8 درصد و در سال 1385 به 4 / 7 درصد كاهش يافته و اين روند منفي در سال 1386 به تنها 9 / 6 درصد رشد توليد رسيده است. -اخیرا جعلی بودن مدرک دکتری آقای کردان وزیر کشور به بحث داغ محافل سیاسی تبدیل شده است. معتقدم اگر آقای کردان با این دروغگویی آشکار، در این سمت باقی بماند آغازی رسمی بر یک رویه غلط و تایید دروغگویی در نفوذ افراد جاعل و نا لایق در نظام جمهوری اسلامی خواهد بود و قطعا در تاریخ جمهوری اسلامی بعنوان نکته تاریک و منفی ثبت خواهد شد. آقای محمد علی ابطحی اینجا به زیبایی موضوع جعل مدرک توسط برخی از مسئولین را بیان کرده است. -یک بیننده ناشناس بناjjj مدر بخش کامنتهای آخرین مطلب دوست عزیزم دکتر آقاابراهیمی در این آدرس افشاگری عجیبی از آقای کردان وزیر کشور را به نقل از روز آنلاین درج کرده که راست و دروغش مال خودشه و باورش مشکل! -موضوع روز دولت هم سفر احمدی نژاد به استانبول (و نه آنکارا پایتخت) ترکیه است. این مطلب را از محسن امین زاده سیاستمدار و دیپلمات باسابقه کشورمان که قبل از انجام این سفر نگاشته شده است را مطالعه بفرمائید. -اینکه خانم فخرالسادات محتشمی پور گفته ۶۵ نفر از نمایندگانی که حامی لایحه ضد خانواده موسوم به حمایت از خانواده بودند دو تا زن داشتند حقیقت دارد واقعا؟!!! اگر درست باشد بیچاره ها حق داشتند از این لایحه حمایت کنند خوب!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 16:46 توسط داود روشنی |
|
|
افراط برادر تفریط است. کسی که در اعمال و رفتار خود افراط می کند مطمئنا در جایی و برای مسئله دیگری هم تفریط خواهد کرد. هر دوی این ها مختص کسانی است که به آن حد از بلوغ فکری و رفتاری و اخلاقی نرسیده اند که بتوانند حد اعتدال را در اعمال و رفتار خود رعایت کرده و منطقی و عقلانی رفتار کنند و نه احساسی.
اخیرا ماجرای لغو کنسرت گروه دبو دقایقی قبل از اجرا که دارای مجوز قانونی بوده است با ملاقات رئیس جمهور با اعضای این گروه وارد مرحله جدیدی شد. مجوز گروه اسلامی و شیعی دبو توسط وزارت ارشاد دولت نهم صادر و توسط خود آنان لغو شد. پس از این ماجرا موضوع به سرعت در رسانه ها پخش شده و افراد و گروههای زیادی به این سوئ مدیریت ارشادی ها اعتراض کردند. وزیر ارشاد هم امریکایی الاصل بودن این گروه را یکی از دلایل لغو کنسرت آنان اعلام کرد و این در حالی است که ظاهرا برای وزیر ارشاد امریکایی الاصل بودن این گروه مهمتر از شیعه بودن آنان و موضوع کنسرت آنان که در مورد مفاهیم صلح و دوستی و توحید و نبوت و اهل بیت علیهم السلام است می باشد. از طرفی چند روز بعد از این ماجرا بطور غیر منتظره اعلام شد رئیس جمهور با این گروه دیدار و از تلاشهای آنان برای ترویج مفاهیم انسان دوستانه و مذهبی قدردانی کرد. با نگاهی به این ماجرا، رفتار سراسر خطا و توجیه ناپذیر دولتیان در سرتاسر این اتفاق مشخص می شود. اینکه اگر وزارت ارشاد مایل به اجرای برنامه نبود چرا مجوز داد و چرا بعد از صدور مجوز آن را لغو کرد و چرا عذر خواهی نکرد و اینکه پس از این اتفاق چه لزومی به ملاقات و قدردانی رئیس جمهور کشور با آنان بود. از طرفی سخنان توهین آمیز وزیر ارشاد علیه این گروه اسلامی و موارد عدیده دیگر غیر از اثبات رفتار های احساسی و شتاب زده دولتیان حتی در پیش پا افتاده ترین مسائل چه چیز دیگری می تواند باشد؟ -وزارت ارشاد گروه "دبو" را طرد کرد اما رییس جمهور ،دلجویی ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:48 توسط داود روشنی |
|
|
به مناسبت مبعث پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) از ماهها پیش قرار بود کنسرت گروه "دبو" در تاریخهای ۸ و ۹ و ۱۰ مرداد ماه در تالار وزارت کشور برگزار شود. گروه دبو به رهبری مصطفی شامل یک گروه آمریکایی الاصل ساکن در اندونزی است که همه اعضای آن مسلمان و باهم فامیلند. این گروه آهنگهایی را با مضامین مذهبی و در مورد توحید و نبوت و به زبانهای مختلف و با آلات موسیقی سنتی ملل مختلف در کشورهای مسلمان برگزار می کند. از ماهها پیش قرار بود این گروه در ایران با مجوز وزارت ارشاد به اجرای برنامه بپردازد. پس از خرج میلیونها تومان برای تبلیغات و درست نیم ساعت قبل از اجرای اولین کنسرت، این برنامه به دلایل نامعلومی لغو شد. اين در حالي بود كه مردم از مدتي قبل بليت این كنسرت را تهيه كرده بودند و در مقابل وزارت كشور حاضر شده بودند. در روز برگزاري كنسرت نيز يكي از اعضاي گروه «دبو» در شبكه سوم سيما حاضر شده بود و يكي از قطعاتي را كه قرار بود در برنامهی آن شب اجرا كنند، بهصورت زنده در تلويزيون نواخته بود.
این اولین باری نیست که در طول حاکمیت دولت نهم برنامه ای که مجوز آن توسط دولت صادر شده است توسط خود دولت لغو می شود. علاوه بر برنامه های فرهنگی و هنری، محصولات فرهنگی و هنری هم به کرات دچار این مشکل شده اند. فیلمهای مختلفی پس از صدور مجوز و پس از ساخت و در مرحله اکران توقیف شده اند و کتب بسیاری هستند که پس از مجوز و چاپ اجازه انتشار نیافته اند. علاوه بر این محصولات موسیقایی نیز از این مهرورزی در امان نبوده اند. حال سوال این است که آیا اینها نشانه بی کفایتی مسئولین دولت نهم نیست؟ عرصه فرهنگ و هنر کشور تا کی باید تاوان بی برنامگی ها و تنگ نظری ها و دگم اندیشی های چنین مسئولینی را بپردازد؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:3 توسط داود روشنی |
|
|
بعد از ظهر یکم مرداد اخبار جوانه ها در گزارشی با فرض مبلغ ۲۰۰ تومان در هر روز بعنوان پول تو جیبی هر دانش آموز ایرانی با استفاده از ماشین حساب بطور دقیق محاسبه نمود که اگر این مبالغ توسط دانش آموزان پس انداز شود میتوان مشکل اشتغال فلان تعداد جوان را چنین حل کرد و فلان تعداد کارخانه را برای کشور چنان ساخت!!!
با دیدن این گزارش یاد ایام جنگ تحمیلی افتادم که به ما دانش آموزان قلک هایی به شکل نارنجک و تانک در مدارس می دادند تا پول تو جیبی ها و عیدی های خود را برای کمک به جبهه ها و ادامه نبرد با دشمن پس انداز و در اختیار مسوولین مدرسه قرار دهیم. در اکثر این موارد هم اجبار و فشار مسوولین مدرسه برای پر تحویل دادن قلک ها چاشنی کار بود. هر کس که قلک را تحویل نمی داد هر روز از سوی معلم و یا ناظم و یا مدیر تهدید می شد! اما پس از گذشت ۲۰ سال از آن روزهای شوم ظاهرا رسوبات این تفکرات احمقانه یعنی اجبار ضعیف ترین قشر های جامعه برای کمک اقتصادی به دولت فربه هنوز باقی است. و اما چه شده است که رفتارهای مختص شرایط جنگی اکنون و در شرایط صلح به ذهن آقایان می رسد نکند آنها خیال می کنند که اکنون نیز در شرایط جنگی قرار داریم؟ آیا این قشر دگم و فاقد شعور لازم برای اداره امور کشور ازشدت فقر!!! دیگر راهی برای اصلاح امور غیر از استفاده از پول تو جیبی کودکانمان ندارند؟! خوب پس همین کودکان هم در جواب این پیشنهاد حق دارند بپرسند که شما که عرضه حل مشکلات اقتصادی را با نفت ۱۳۰ دلاری ندارید از کجا معلوم که پس اندازهای ما هم به سرنوشت پول های نفت گرفتار نشوند و از کجا معلوم کارساز باشند؟ از سوی دیگر همگی مردم در این سه سال عمر دولت بی کفایت، بارها به چشم خود دیدند که صدا و سیما برای توجیه بی کفایتی های دولت چقدر سنگ تمام گذاشت. بخصوص بارها برای زدودن این سوال از ذهن مردم که پول های نفت چه می شوند و چرا بر سر سفره هایمان نمی آیند؟ چه توجیهات و رجز خوانی هایی که نکرده است و هر بار نیز سعی نموده است دولت را فاقد امکانات لازم برای حل معضلات اقتصادی جلوه دهد. این پروژه اخیر هم ظاهرا برای تلقین این مسئله و البته انداختن توپ به زمین مردم مظلوم اجرا نمودند. واقعا باید گفت که شرم و حیا هم این روزها چیز نایابی است! وبلاگ دوست بزرگوارم آقای دکتر آقاابراهیمی هم مشمول مهرورزی معکوس قرار گرفته و فیلتر شد. آقای دکتر از رزمندگان دوران دفاع مقدس، عضو هیئت علمی دانشگاه و از اصلاح طلبان استان خراسان جنوبی است که امروز کاملا آشکار شد که مطالب وبلاگش بیش از آنکه خوانندگانش احساس می کردند تاثیر گذار بوده است و این عزم ایشان را برای ادامه وبلاگ نویسی جزم تر می کند.اما اقتدارگرایان باید بدانند که در ایران امروز چه آنها بخواهند و چه نخواهند نمی توان با روشهای عصر حجری جلو ابراز عقیده را گرفت ان شائ الله آقای دکتر در خانه ای جدید و پنجره ای جدید نمایان می شود و عرصه را به نفع اقتدارگرایان ترک نخواهد کرد: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 14:22 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|