تبليغاتX
این حرفها
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...
  اندک اندک به ایام انتخابات نزدیک می شویم.آنطور که انتظار میرفت بسیاری از محذوفین جامعه که در انتخابات فعلی هم کاندیدا شده بودند دوباره با رای غیر عادلانه شورای نگهبان هم برای انتخابات خبرگان و هم شوراهای شهر حذف شدند و یا به اصطلاح رد صلاحیت شدند. این سناریو در شهرستانهای بزرگ بخصوص مشهد و اصفهان و چند شهر دیگر نمود بارزتری داشت.

در گشتی که در وبلاگها میزدم بارها به این اظهار نظر برخوردم که برخی از جوانان محذوف می گویند انتخابات شوراها چندان سیاسی نیست و بیشتر صنفی است بنابراین زیاد نباید آن را جدی گرفت. ولی واقعیت این است که اصولگرایان آن را کاملا سیاسی فرض می کنند.مگر نه این است که دومینوی انتخاباتی اصولگرایان از انتخابات شورای دوم آغاز شد و به ریاست جمهوری احمدی نژاد رسید؟و مگر نه اینکه عده کثیری از منتقدین و مخالفین اصولگرایان دوباره رد صلاحیت شده اند؟پس این سیاسی بودن این انتخابات را لااقل از دیدگاه آنان اثبات میکند.از طرفی به قول پست اخیر الپر بالاخره بایستی این راه به اشتباه رفته یک و نیم سال پیش به مسیر اصلی پیشرفت و توسعه قبلی برگردد یا نه؟ بالاخره این دومینوی اقلیت بر علیه اکثریت بالاخره بایستی یک جایی کج شده و مسیر آن تغییر یابد یا اینکه میخواهیم این مسیر تخریب و ظلم و تند روی و عقب گرد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و حذف منتقدین و سلب آزادی بیان و آزادی های فردی و اجتماعی باشعار مهرورزی و عدالت همچنان ادامه یابد؟

 سوال اصلی من این است که تحريمي ها در اين يك ونيم سال چه فراچنگ آوردند؟آیا تحریمی ها هنوز از بیفایده و بلکه مضر بودن عدم شرکت در انتخابات مطمئن نشده اند و نفهمیده اند که اتفاقا خواسته اقتدار گرایان این است که مخالفینشان در عرصه حضور نیابند تا آنها بتوانند با حداقل آرای سنتی خودشان رقابت را برنده شوند؟ 

دیروز در جلسه ای با برخی از دوستان فعال در عرصه سیاسی خبر از این بود که آقای خاتمی با مشاهده روند رو به افول دستاوردهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی گذشته و با درک عمیق از شرایط حساس و خطیر کشور تصمیم گرفته است با تمام توان در این انتخابات نابرابر فعال شود. انتخاباتی که در آن محذوفین و منتقدین و دلسوزان اصلی از حداقل امکانات رسانه ای و تبلیغی محرومند و تنها به درک و شعور سیاسی مردم دل بسته اند و البته به فعال شدن روشنفکران و خواص جامعه و تلاش آنان برای اقناع و توجیه عامه مردم برای رای به لیست مورد حمایت محذوفین و منتقدین. در فضای سرکوب و سانسور صدای دگر اندیشان و منتقدین هیچ کس غیر از خود آنان بخصوص طبقه تحصیلکرده و روشنفکر این قشر نمی تواند ندای اصلاح و بازگشت به دوران اقتدار ایران و ایرانی را به گوش جامعه برساند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 19:17  توسط داود روشنی | 
محمود احمدی نژاد: "اینکه میگویند دو بچه کافیست من با این امر مخالف هستم.کشور ما دارای ظرفیت های فراوانی است. ظرفیت دارد که فرزندان زیادی در آن رشد پیدا کنند حتی ظرفیت حضور ۱۲۰ میلیون نفر را نیز داراست."

در باب سخنان جدید رئیس جمهور نکات زیر قابل تامل است:

۱- کشور ما با جمعیت فعلی اکنون ۶/۱۱ درصد نرخ بیکاری دارد که اکثریت قریب به اتفاق آنان هم جوان و ۳۷ درصد آنان تحصیل کرده دانشگاهی هستند(آمار بانک جهانی).نرخ تورم امسال به ۵/۱۲ درصد رسید که در سال ۸۷ به ۱۳ درصد خواهد رسید.

۲-بر هیچ کس پوشیده نیست که از نظر امکانات آموزش و پرورش کشور ما دچار تنگناهای جدی است. انبوه مدارس استیجاری در حال تعطیلی٬ نیاز به تاسیس مدارس جدید٬ افزایش جمعیت دانش آموزی و محدود بودن امکانات آموزشی٬ انبوه پشت کنکوری هائی که بدلیل محدود بودن ظرفیت پذیرش دانشگاهها از ادامه تحصیل باز مانده و دچار مشکلات روحی و روانی شده اند همگی نشان از عدم کفایت امکانات فعلی با جمعیت فعلی می دهد.

۳- بیش از نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند و امکانات فعلی کشور اجازه کمک و بهبود سطح زندگی مردم را نمی دهد و از نظر اقتصادی کشور دچار بحرانهای جدی است. وضعیت فقر و تنگدستی مردم را میتوان در آمار تکان دهنده خانواده های تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی مشاهده نمود.

۴-از نظر سطح بهداشتی و درمانی٬  کمبود تخت های بیمارستانی٬ نیاز به تاسیس مراکز بهداشتی و درمانی که حداقل های خدمات بهداشتی و در مانی را فراهم کند٬ کمبود و یا نبود خدمات بهداشتی و در مانی در مناطق محروم و  کمبود دارو از معضلات اصلی است که برای همین جمعیت فعلی نیز تامین نگردیده است.

۵-طبق شواهد موجود و با توجه به جمعیت جوان کشور ما به سمت انفجار جمعیتی پیش می رویم و با همین سیاست های کنترل جمعیتی و شعار دو فرزند برای یک زوج هم آمار جمعیت ما خود بخود رو به افزایش است حال اگر این سیاست ها را هم کنار بگذاریم دیگر معلوم است که چه خواهد شد.

اینها مواردی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی موجود در کشور ماست.آیا مسئولین ما تا کنون توانسته اند برای همین ۷۰ میلیون نفر یک رفاه نسبی و حداقلی را فراهم کنند؟

احمدی نژاد بر پایه کدام آمار و ارقام و مدارکی ادعا می کند که ظرفیت ۱۲۰ میلیون نفر را داریم؟خوب است این ادعا را ثابت کند و آن وقت مردم از خود می پرسند که این ظرفیت ۱۲۰ میلیونی کشور چرا برای ۷۰ میلیون نفر کفایت نمی کند؟

۲۰ سال است که مسئولین بهداشتی کشور تلاش می کنند تا جمعیت رو به رشد کشور را تحت کنترل در آورند و وقتی می خواهند نتیجه بگیرند این آقای رئیس جمهور همه فن حریف چه ها که نمی کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 17:2  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
حاج محسن رشيد
هادي حبيبي
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
16 آذر
‍زنده باد مخالف من
همراه و همراز
قاصدک
طرفداران سید محمد خاتمی
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
فریاد دانشجو
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
عارف آزاد
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر محمد رضا آقاابراهيمي
بزغاله
بهار سیدنی
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
دکتر پرتقالی
پزشک نیمه دیوانه
مکتب روزبه
زمهرير
مجمع جوانان اصلاح طلب
فرید صلواتی
آرمین سنائی
طرفداران خاتمی (ستاد 88 استان تهران)
قدی بر فراز دیوارهای شهر
جلال رحمانی
پزشک 78
تلنگر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو