![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
-نوبتی هم که باشد نوبت شرق بود و بالاخره توقیف شد. راستش خیلی وقت پیش منتظر توقیف شرق بودم اصلا اگر توقیف نمی شد تعجب می کردم. تا حالا هم زیادی مانده بود. هدف حاکمیت اقتدارگرا سانسور به معنای واقعی و جلوگیری از انتشار افکار غیر و متفاوت است. شرق هم با اینکه این یکی دو سال افکار خیلی متفاوتی انتشار نمی داد و به قول محمد قوچانی تنها برای بقا تلاش می کرد ولی معلوم بود که حتی شرق بی خاصیت هم چون از آن اقتدارگرایان نبود برایشان قابل تحمل نیست. به هر حال همین شرق بی خاصیت هم خیلی کارها انجام داد که شاید تحملش برای اقتدارگرایان ناممکن نمود. حالا باید بنشینیم و ببینیم که در فضای مونولوگ و تک صدایی اقتدارگرایان چه اتفاقاتی خواهد افتاد و کسی از انها باخبر نخواهد شد. بنظر من توقیف شرق مقدمه یکسری اتفاقات است که نباید فاش شود.
-باز هم این همسر الهام یکسری حرفهای خاله زنکی را انتشار داد. هر چه از دهانش در آمد به خاتمی گفت. من معتقدم برخی از زنها به قدری ناقص العقل (به قول نهج البلاغه) و احساساتی تشریف دارند که اگر یک مرد عاقل و منطقی آنها را کنترل نکند دنیا را به آتش می کشند کما اینکه در تاریخ کم از این موارد سراغ نداریم. غلامحسین الهام هم که خودش به قدری تند رو هست که توان کنترل تند روی های زن ناقص العقلش را نداشته باشد به قول یکی از بزرگان اهل قلم برخی از زنهای احساساتی به قدری در احساسات زنانه خود فرو می روند که جایی برای عقل باقی نمی ماند و این باعث افراط و تفریط این گونه زنها در همه امور زندگی شان میشود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 20:1 توسط داود روشنی |
|
|
-هر چه جلوتر می رویم وضعیت پرونده هسته ای مان بحرانی تر می شود. متاسفانه شورای امنیت با شیطنت های آمریکا آماده می شود تا حالی از ما بگیرد و این به یمن و لطف آقایانی است که فکر می کردند روند پرونده هسته ای در دوره قبل از آنان "در غلتان دادن و آب نبات گرفتن بود".حالا هرچه پیش می رویم بیشتر در منگنه و محدودیت های آمریکائیان گرفتار می شویم. امیدوارم اوضاع برگردد و وضعیتمان بهتر شود.
-پس از یک نامه پر از درد دل که احمدی نژاد به بوش نوشت چند روز پیش آقای رئیس جمهور درخواست مناظره با بوش را داد. یادم می آید چند سال پیش قوه قضائیه حتی حرف زدن در مورد رابطه با آمریکا را ممنوع و جرم تلقی کرد و حتی امکان سخن گفتن در این مورد را از روشنفکران گرفت. خاتمی رئیس جمهور وقت در مجمع عمومی سازمان ملل از ترس دادو بیداد مخالفین و منتقدینش در داخل کشور جرات نکرد در جمع سران کشورها که رئیس جمهور آمریکا هم در میانشان حضور داشت عکس یادگاری بگیردو حالا همان منتقدین چه ها که نمی کنند. متاسفم که چقدر از فرصتها و انرژی ها و هزینه ها هدر رفت. -نظام جامع انتخاباتی در شرایطی می رود تا وجهه قانونی بگیرد که مجلس و دولت یکدست در کشور شکل گرفته است بنابر این وقتی که مجلس و دولت یکدست و همفکرند آیا با این نظام جامع انتخاباتی یک منتقد می تواند از این مجلس(نمایندگان) و دولت(مدیران ارشد) امضای حمایت جمع کند تا بتواند بصورت قانونی در انتخابات کاندیدا شود؟ بنظر من این لایحه به مرور اندک نشانه های دموکراسی در نظام جمهوری اسلامی را پاک خواهد کرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 18:18 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|